مختصات داستانی و زبانی

کباب غاز

(از ماست که بر ماست)

اثري از جمال زاده

محقق : مریم کردستانی

آموزش و پرورش شهرستان بروجرد

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                             صفحه

چکیده:................................................................................................................................. 3

مقدمه: ................................................................................................................................. 4

جمال زاده پدر داستان نویس ایران ........................................................................................ 5

مختصات داستانی کباب غاز................................................................................................... 6

مختصات زبابی کباب غاز ..................................................................................................... 10

نتیجه گیری........................................................................................................................... 13

منابع :................................................................................................................................... 15

 

 

 

 

 

 

چکیده:

مختصات داستانی کباب غاز در چهار مرحله شکل گرفته است : 1- موضوع 2- پیام 3- طراحی داستان 4- رشد و پرداخت داستان .

جمال زاده در موضوع از ضرب المثل الهام گرفته است. و پیام حکم قندرا دارد و داستان همانند چای می باشد و جمال زاده توانسته پیام را طوری در داستانش حل کند که مزه ی آن در سراسر آن احساس گردد. طرح داستانش سیر منطقی و مشخص دارد و از شخصیت ها و حوادث اضافی پرهیز کرده است . طرح داستان یک دست و مسنجم می باشد. رشد و پرداخت داستان آن قدر قوی است که شخصیت داستان را به خوبی به خواننده شناسانده است و خواننده با شخصیت داستان احساس صمیمت می کند . واسمی جاذبه برانگیز دارد و طرح را لو نمی دهد.نام و طرح ارتباط منطقی با فضای داستان دارند.

مختصاتی زبانی کباب غاز ، استفاده از زبان محاوره به سادگی و روانی جملات ، جابجایی ارکان جمله ، توجه به مسائل اجتماعی و موضوعات روز ، تلاش در نوآوری و نوگرایی، استفاده از اصطلاحات عامیانه ، ضرب المثل ها و کنایات ، کلمات مترادف ، استفاده از کلمات مرکب اتباعی مثل قرار و مدار ، حذف فعل به قرینه لفظی و معنوی و جملات کوتاه،که در خصوص هر یک از موارد فوق مثالهایی ذکر شده است.

مفاهیم کلیدی: جمال زاده، کتاب غاز ، مختصات داستان، مختصات زبان

 

مقدمه:

داستان در ادبیات فارسی سابقه ی چندانی ندارد و روی آوردن به ادبیات داستانی معاصر از اوایل دورهی مشروطه با کتاب هایی نظیر(( سیاحت نامه ی ابراهیم بیگ)) از زین العابدین مراغه ای و ((مسالک المحسنین)) از عبدالرحیم طالبوف آغاز شد .

این آثار به قصد انتقاد از اوضاع اداری ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی آن روزگار نوشته شده است و خواندن داستان ها و رمان های ترجمه شده چون ((کنت مونت کریستو))،((حاجی بابای)) که دارالفنون آغاز گر آن بود ذهن خوانندگان ایرانی را تاحدودی با هنر داستان نویسی غرب آشنا کرد. این ترجمه ها تعصب ها را نیز تا حدودی درباره کاربرد زبان محاوره در ادبیات کاهش داد.

بعد از مشروطه ، نویسندگان در آثار خود به مسائل اجتماعی و رنج های طبقات محروم جامعه پرداختند و بابی عدالتی به جدال برخاستند و از اسلوب قصه نویسی متدوال پیش از مشروطه فاصله گرفتند و اصول فنی داستان نویسی غرب را آموختند و رمان هایی آمیخته با انتقاد تیز و مستقیم و گاه طنز آلودو هجو آمیز از اوضاع اجتماعی ایران نوشتند و نوگرایی در زبان زمینه ی نگارش داستان را فراهم ساخت و نمونه ی این نوگرایی را در نثر علی اکبر دهخدا می توان دید.

بعد از دهخدا از جمال زاده می توان نام برد . نتیجه ی کار او ایجاد یک سبک کاملاً جدید ادبی در نثر بود که در نوشته های بعدی فارسی تاثیر عظیمی به جا گذاشت .

 

جمال زاده پدر داستان نویس ایران

سید محمد جمال زاده فرزند سید جمال الدین واعظ اصفهانی در سال 1274 شمسی در اصفهان متولد شد. جمال زاده را باید  پدر داستان نویس جدید (داستان کوتاه) محسوب داشت. هر چند آقای جمال میر صادقی می گویند : ((جمال زاده آغاز گر داستان نویس نوین ایرانی است و آثارش را می توان به معنی واقعی کلمه ادبیات دانست . هم در زمان خودش و هم در دیگر زمان ها توسط نسل های مختلف خوانده شود . من پیش از آن که آثار جمال زاده را بخوانم با هدایت آشنا شدم و در تطابقی که با خواندن آثار این دو نویسنده داشتم به این نتیجه رسیدم که اگرچه(یکی بود ، یکی نبود) مدتها پیش از آثار هدایت منتشر شده است اما بر خلاف آن تصور عامی که وجود دارد و جمال زاده را پدر داستان نویس مدرن فارسی می دانند اصلاً اینگونه نیست و من در کتاب (نویسندگان نام آور معاصر) اشاره کردم و با دلیل ثابت کردم که پدر داستان نویس مدرن را نه جمالزاده ، بلکه هدایت می دانم  چون هدایت است که نوع داستان کوتاه را که امروز با عناوین مختلف معرفی می کند در آثارش برای اولین بار خلق می کند . اما آن جرقه اولیه که از سوی جمالزاده روشن شد را نمی توان انکار کرد و تردیدی وجود ندارد قبل از جمالزاده اصلاً داستان کوتاه به این شکل نبوده است))

جمال زاده نخستین مجموعه ی داستان های کوتاه ایرانی را به نام (یکی بود یکی نبود) در سال 1300 در برلین منتشر کرد ، تلفیقی بود بین زبان و ادراک عامه با شیوه ی داستان پردازی مکتب طبیعت گرایی اروپایی . در واقع برلین در طی این سالها بلافاصله بعد از جنگ اول بین المللی یک کانون عمده ی افکار تجدد طلبی بود.

((یکی بود یکی نبود)) زبان ساده و عامیانه بهره گیری از لغات متداول و رایج در میان مردم ، نوشته های جمال زاده را شاخص و ممتاز می ساخت . دیگر نوشته های جمال زاده هرگز درخشش و اعتبار نخستین اثر او را نیافت .

در داستان های جمال زاده ، گوشه های از زندگی ایرانیان در دوره مشروطه به صورت انتقادی و با نثری ساده طنز آمیز و آکنده از ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه بیان شده است .

آثار جمال زاده عبارت از : دارالمجانین، سرو ته یک کرباس ، تلخ و شیرین ، هفت کشور، شور آباد ، راه آب نامه و قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار، قصه ی ما به سر رسید. جمال زاده به جز داستان نویسی مقالات بسیار و ترجمه هایی نیز دارد .

مختصات داستانی کباب غاز:

(داستان به طور خاص تعریف حرکت ، تعریف اشیاء و حوادث نیست بلکه تعریف در حرکت است، یعنی شناساندن در حرکت است از دید (دادگار آلن پو) داستان قطعه ای تخیلی است که حوادث را، خواه مادی باشد خواه معنوی مورد بحث قرار می دهد این قطعه ی تخیلی بدیع است ، باید بدرخشد، خواننده را به هیجان آورده و در او اثر گذارد و باید وحدت تاثیر و وحدت تاثر داشته باشد باید از یک نقطه ی ظهور تا پایان داستان در خط صاف و همواری حرکت کند (موام ، 331:1364)

داستان در یکی از اسم شکل های جای می گیرد :

1-   رمانس

2-   رمان

3-   داستان کوتاه

4-   اعتراف یا اتوبیوگرافی داستانی

5-   طنز

6-   نامه (ایرانی 1364 :6-32)

در شکل گیری داستان ما می توانیم چهار مرحله را در نظر بگیریم

1-   موضوع

2-   پیام

3-   طراحی داستان

4-   رشد و پرداخت داستان

شناخت این مراحل به ما کمک می کند تا ببینیم یک داستان تا چه حد موفق بوده است و نویسنده اگر این مراحل را به خوبی بشناسد می تواند داستانی جذاب و پر محتوا تر بنویسید.

موضوع کباب غاز یا در خاطرات جمال زاده بوده یا اینکه ازضرب المثلی الهام گرفته و این داستان را نوشته است و این موضوع را پروبال داده و به اندازه ی کافی در ذهن خواننده تاثیر گذاشته است و موضوع این داستان در پی اثبات ((از ماست که بر ماست)) می باشد .

پیام در این داستان نشان دهنده این است که :

الف)پیام داستان برای نویسنده کاملاً روشن بوده و نویسنده می دانسته که چه می خواهد بگوید .

ب) با آگاهی از پیام داستانش برای درست و قوی نشان دادن آن ، به انتخاب آگاهانه ی شخصیت ها و حوادث دست زده است که با استفاده از آنها قادر باشد پیام را به خوبی به نمایش بگذارد .

پیام  حکم قند را دارد و داستان نیز مانند چای است و نویسنده باید پیام را طوری در داستانش حل کند که مزه ی آن در سراسر داستان احساس گردد و جمال زاده از نویسندگانی می باشد که در انتقال پیام بسیار تواناست و پیام داستان را آن چنان در تمام اجزا عناصر آن به کار برده که خواننده را در پایین غافلگیر می کند .

طرح داستان ، چارچوب اسکلت داستان است اگر به رفتار و کردارمان خوب توجه کنیم برای کاری که انجام می دهیم دلیل خاص و روشنی داریم در طرح داستان نیز هر عمل و حادثه ای باید علتی مشخص و منطقی داشته باشد. در ضمن ، این علت باید برای خواننده روشن باشد. و جمال زاده از آوردن شخصیت های اضافی یا حوادث زائد پرهیز کرده است تا طرح داستان شکل یک دست و منسجم پیدا کند .

رشد و پرداخت داستان جمال زاده در طرح داستان ،اصرار زیاد در پرداخت مکان نداشته زیرا نقش مکان در روشنی کردن نقاط مبهم داستان نقش چندانی ندارد ولی شخصیت مصطفی را کاملاً تشریح کرده است چون شرح شخصیت و فرم لباس او با ان شخصیتی که از در وارد می شود بسیار مهم می باشد با توضیحاتی که از مشخصات ظاهری مصطفی شنیدیم تصویر روشنی و درستی از او در ذهنمان می آید و جمال زاده به عنوان یک داستان  نویس شخصیت های داستانش را خوب به خواننده شناسانده است . که خود بیانگر این است که شخصیت پردازی جمال زاده بسیار قوی است چون خواننده با شخصیت های داستان احساس صمیمیت می کند .

اسم داستان باید جاذبه برانگیز و خوش آهنگ باشد و نباید طرح داستان را لو دهد و باید در ارتباط منطقی با فضای داستان باشد .

موضوع و پیام داستان واحد روشن می باشد و فهمیدن پیام داستان کار چندان دشواری نیست و انتخاب شخصیت داستان به گونه ای است که خواننده بدون هیچ گونه سردرگمی متوجه پیام داستان می شود به خصوص حادثه پایانی داستان که نقش بسیاری در پیام داستان دارد .

وداستان طرحی روشن و محکم دارد و شخصیت های داستان برای اعمالشان دلایل تقریباً و قابل قبولی دارند و در طول داستان از شخصیت ها و حوادث زائد اثرکمتری دیده می شود شخصیت اصلی ، مصطفی است زیرا متوجه خصوصیات اخلاقی او می شویم .

داستان دو شخصیت اصلی دارد خود نویسنده و مصطفی که شخصیت اصلی داستان هستند . که در این داستان بیشتر به شخصیت پردازی ظاهری مصطفی پرداخته است و خصلتها و خصوصیات اخلاقی مصطفی به خوبی به خواننده نشان می دهد .

شخصیت پردازی در داستان کباب غاز به شکل مستقیم است . جمال زاده به طور صریح و مستقیم ، مشخصات ظاهری مصطفی را بازگو می کند که خواننده می تواند تصویر جوانی بسیار زشت را در ذهنش نقاشی کند ماشاءاله ((دیدم  ماشاءاله چشم بد دور آقا واترقیده اند قدش دراز تر و تک و پوزش کریه تر شده است. گردش مثل گردن همان غاز مادر مرده ای بود که همان ساعت در دیگ مشغول کباب شدن بود )) و یا در جایی دیگر: ((از توصیف لباسش بهتر است بگذرم ولی همین قدر می دانم .)که سر زانوهای شلوارش که از بس شسته بودند به  قدر یک وجب خورد رفته بود چنان باد کرده بود که راستی راستی تصور کردم دو راس هندوانه از جایی کش رفته و در آن جا مخفی کرده است)) .

جمال زاده شخصیت داستانش را در پیش روی خواننده به نمایش می گذارد و از این طریق خواننده  خود به این نتیجه می رسد که مصطفی چگونه انسانی است و چه عادات و خصلتهایی دارد و شخصیتپردازی در کباب غاز بسیار قوی است مانند:((لات و لوت آسمان جل و بی دست و پا و پخمه و تا بخواهی بدریخت و بد قواره)).

در کباب غاز داستان از زبان اول شخصی بیان شده است که در اینگونه بیان صمیمی بسیار سریع بین خواننده و شخصیت های داستان به وجود می آید و خواننده احساس می کند که پای در دل دوستی نشسته و آن دوست ، صادقانه او را در جریان آنچه دیده و حس کرده است ، قرار می دهد . این نوع داستان ها تاثیر عاطفی بیشتری روی خواننده می گذارد و ممکن است تا مدتها ذهن خواننده را به خود مشغول کند .

مختصات زبابی کباب غاز :

1-   استفاده اززبان محاوره و ساده و روانی جملات

2-   توجه به مسائل اجتماعی و موضوعات روز

3-   تلاش در نوآوری و نوگرایی

4-   استفاده از اصطلاحات عامیانه

5-   استفاده از ضرب المثل ها و کنایات

6-   استفاده از ترکیبات عربی

7-   استفاده از کلمات مترادف

8-   استفاده از کلمات مرکب اتباعی مثل :قرار و مدار ، پرت و پلا

9-   هدف فعل به قرنیه لفظی  و معنوی

سادگی در گفتار نیز بسیار مهم می باشد . سخت و پیچیده نویسی باعث می شود که خوانند از دنبال کردن اثر منصرف شود. هرچه داستان به زبان محاوره نزدیک تر باشد درک آن بهتر است و در داستانها بیشتر از زبان محاوره استفاده می کنند وز بان محاوره دارای خصوصیاتی می باشد از جمله: ارکان دستوری در آن جابه جا می شود ، کلمات در آن شکسته به کار می روند و لغات و اصطلاحات و امثال و کنایات عامیانه در آن استفاده می شود و زبانش ساده و قابل فهم است .

جابه جایی ارکان دستوری در داستان کباب غاز مانند(( با خودت– بشود دوازده نفر))یا ((گویی حنجره اش دو تنپوشه داشت ، یکی برای بلعیدن لقمه و دیگری برای بیرون دادن حرف های قلنبه)).

اصطلاحات عامیانه و ضرب المثل ها در کباب غاز عبارتند از: (( لم داده بود ، کیفور شده بورم ، شراین غول بی شاخ و دم را از سرما بکن، هر گلی هست به سر خوردت بزن ، از جایی کش رفته ،خاک بر سرم ، شکستن گردن رستم ، بچه قنداقی ، هر چه تویش بریزی پر نشود ، سرش تو حساب است ، شخصاً تا خرخره خورده ام ، یارو حساب کار را کرده و بدون آن که سر سوزنی خود را از تک و تا بیندازد ، نارو زدی، حسابش را دستش به هم ، نباید زیاد سرسری گرفت ، از نودل از عزا در آوریم ، خوب دستگیرم شده ، توطئه یما دارد می ماسد، از ماست که بر ماست ، پشت دستم را داغ کردم )).

ترکیبات عربی در کباب غاز : ((بلعت ، کان لم یکن شیا مذکورا ، قطعه بعد اُخری ، معیت ، یتعلق به ، مایحتوی ، مذکورا، استغفرالله، الحمد الله ، ماشاالله ، ان شاء اله و...

کنایات در کباب غاز : ((شکم را مدتی است صابون زده اند ، دماغشنسوزد ، ساعت شماری ، از سرما بکن ، خط بکش، درست جلوشان در آیی، چند مرده حلاجی ، پس چه خاکی به سرم بریزم ، سر دماغ آمدم ، شکم راصابون زدن ، سماق مکیدن ، کاسه وکوزه یکی شده بودیم)) .

حذف فعل به قرنیه لفظی:

الف) یکی روز یک دسته بیانید و بخورند و فردای آن روز دسته دیگر

ب) دو راس هندوانه از جایی کش رفته و در آن جا مخفی کرده است .

ج) دیدم حرف حسابی است و بد غفلتی شده .

د) همه گوش شده بودند و ایشان زبان

حذف فعل به قرینه معنوی :

الف) لات و لو ت آسمان جل و بی دست و پا و پخمه و تا بخوای بد ریخت و بد قواره.

ب) به زنم گفتم تو را به خدا بگو فلانی هنوز از خوب بیدار نشده و شر این غول بی شاخ و دم را از سرما بکن .

ج) حالا دیگر چانه اش گرم شده و در خوشی زبانی و حرافی و شوخی و بذله نوک جمع را چیده و متکلم وحده مجلس آرای بلا معارض شده است .

د) مهمان ها سخت در محظور گیر کرده و تکلیف خود را نمی دانند.

جملات کوتاه مثل : (( با اوقات تلخ گفت : این خیال را از سرت بیرون که محال است در میهمانی اول بعد از عروسی بگذرام از کسی چیزی عاریه وارد خانه شود مگر نمی دانی که شکوم ندارد و بچه ی اول می میرد)).

 در کل داستان کباب غاز فقط سه جمله ی طولانی به کار برده است :

 الف) در یک چشم به هم زدن گوشت و استخوان غاز مادر مرده مانند گوشت و استخوان شتر قربانی در کمر کش دوازده حلقوم وکتل و گردنه ی یک دو جین شکم و روده مراحل مضغ و بلغ و هضم و تحلیل را پیمود .

ب) که سر همین میز آقایان دو ساعت تمام کارد و چنگال به دست با یک خروار گوشت و پوست و بقولات و جبوبات در کشمکش و تلاش بوده اند .

ج) مرا به یاد بی ثباتی فلک بوقلمون و شقاوت مردم دون  و مکر و فریب جهان پتیاره و و قاحت مصطفای بد قواره انداخته بود .

نتیجه :

در این تحقیق مختصات داستانی و زبانی کباب غاز جمازاده (از ماست که بر ماست) بیان شده است که در شکل گیری مختصات داستانی چهار مرحله وجود دارد (موضوع ، پیام ، طراحی داستان و رشد و پرداخت و استان ) که جمال زاده این  اصول چهارگانه را به خوبی رعایت کرده است از انتخاب موضوع گرفته که به اندازه کافی در ذهن خواننده تاثیر گذاشته است تا انتقال پیام که با آگاهی می دانسته که چه می خواهد بگوید و درست به انتخاب اگاهانه شخصیت ها و حوادث داستان دست زده است. طراحی داستان آنقدر منظم است که از آوردن شخصیت های اضافی و حوادث زائد پرهیز کرده است و رشد پرداخت داستان آنقدر قوی می باشد که شخصیت اصلی داستان (مصطفی ) به خوبی به خواننده شناسانده شده است و تصویر روشنی و درستی از او در ذهنمان می آورد.

ویژگی های نثر جمالزاده ، زبان محاوره ، توجه به مسائل روز ، تلاش در نوآوری و استفاده از اصطلاحات عامیانه ، ضرب المثل ، کنایات ، ترکیبات عربی ، کلمات مترادف ، کلمات اتباعی ،و حذف فعل می باشد .

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

1-   آرین پور، یحیی، از صبا تانیما ، چ4، انتشارات زوار ، تهران ، 1372

2- ایرانی ، ناصر ، داستان ، تعریف، ابزار و عناصر ، چ1 ، انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجواننان ، تهران ، 1364

3-   زرینکوب، عبدالحسین، نقدادبی، چ4 ، انتشارات امیرکبیر، تهران ، 1369.

4-   موام ، سامرست ، درباره رمان و داستان کوتاه ، مترجم ، کاوه دهگان ، چ 4 ، انتشارات فرانکلین ، تهران 1364