-
قالب شعر، مثنوی است و آهنگ ملایم و موسیقی فرح بخشی دارد که با درون مایه ی اثر و فضای معنوی آن همخوانی کامل دارد.
-
جناس ناهمسان(ناقص) : کار و یار؛
-
واج آرایی: تکرار حرف « ا » و صدای « ا »؛ در بیت دوم؛
-
واج آرایی: تکرار حرف «م» در بیت چهارم؛
-
مَجاز: آدم( انسان ها)، هفت افلاک: (جهان هستی)؛
-
مجاز: پیدا و پنهان، دانا و نادان (همه جا، کلّ موجودات)؛
-
تضاد : پیدا و پنهان،دانا و نادان؛
-
تلمیح در بیت سوم: اشاره به رزّاق بودن خداوند (سوره الذّاریات آیة 58)؛
-
تلمیح در بیت چهارم: اشاره به آیة 4 سورة الرّحمن؛
-
تلمیح: به خلقت انسان از خاک (سورة اسرا آیة 61 ) در بیت نخست؛
-
تلمیح: بیت پایانیاشاره به آیات قرآن در مورد « دانا و توانا بودن، علیم و باخبر بودن خداوند ».
-
مراعات نظیر: کام ، زبان، گویا؛
-
مراعات نظیر: گل، بهار، رنگ؛
-
کنایه: پرده از روی چیزی برداشتن ( آشکار کردن )؛
-
متناقضنما: مصراع دوم بیت چهارم؛
-
تشخیص : خندان بودن گُل؛
-
حُسن تعلیل: علّت این که گل خندان است و به رنگ های بی شمار در می آید، شوق الهی است. این یک دلیل شاعرانه استو باعث ایجاد آرایة حُسن تعلیل می شود.
قلمرو فکری:
تتوجّه: خواست ما از «قلمرو فکری»، نوشتن معنای ظاهری ابیات و عبارات نیست؛ بلکه درفشرده ی پیام و پشتوانه ی فکری و اندیشگانی متن را باید نگاشت. البته، لازمه ی این کار، دانستن معنای برونی و لفظی متن است. در قلمرو فکری، چکیده ی محتوا و مقصود نهفته در آن را باید تدوین کرد؛ به همین سبب، نیاز نیست که بیت به بیت یا سطر به سطر، معنا کنیم. آن روح کلّی و معنای گسترده در فضای متن را به فراخور درک و دریافت خویش، بازگو می کنیم. بنابراین، از هر متن می توان چند جمله ی کلیدی را به درکشید که بیانگر پیکره ی فکری آن باشد.
پیام فکری متن ستایش را میتوان این گونه برشمرد:
-
هرکاری را باید با نام آفریدگاری آغاز کنیم.
-
همه ی ما نیازمند لطف و عنایت خدای رحمان هستیم.
-
خالق و رازق همه ی عالم و آدم، اوست.
-
همه ی عالم و زیبایی هایش، جلوه ی آفرینش حق است.
-
بشر در سپاس گزاری و حق گزاری از نعمت های بیکران الهی، ناتوان است.
|
| نظرات شما (بدون) |
نوشته شده توسط: ف - اکبری شلدره
| نمونه ای از کالبد شکافی متن فارسی دهم
شنبه 95 آذر 6 1:5 عصر
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
کالبد شکافی و گزارش متن ستایش فارسی دهم برای آشنایی با چند و چون آموزش در فارسی پایه ی دهم، یک نمونه از متن این کتاب را بررسیده ایم و فراپیش نهاده ایم؛ امیدواریم در هماهنگی، کارگر افتد. به نام کردگار هفت افلاک که پیدا کرد آدم از کفی خاک... محتوایاین درس(ستایش « به نام کردگار» الهی نامه، عطّار نیشابوری )، حمد و ستایش خدا را به جا آوردن یا نوعی تحمیدیه است. در سنّت دینی، حمد و ستایش الهی در آغاز هر کار، ضروری است؛ چنان که پیامبر اکرم (ص) فرموده است: «کُلُّ أمرٍ ذی بالٍ لَم یُبدءِ ببِسم اللهِ فَهُوَ اَبتَر» هر کاری که با نام خداوند شروع نشود، ناتمام است از این رو، آغاز این کتاب نیز با ذکر نام و یاد خداوند آراسته شده است. در سنّت ادبی و فرهنگی ما، معمولاً هر کتابی و نوشتهای با ستایش پروردگار آغاز می شود و با نیایش به فرجام می رسد. خوش آغازی و خوش فرجامی، هنجاری پذیرفته در خلق آثار است. عطّار در این سروده با نگاه عمیق و مبتنی بر آموزه های قرآنی و دینی، به توصیف پدیدههای گوناگون آفرینش (انسان و طبیعت)، پرداخته؛ سرانجام به عجز و ناتوانی خویش از توصیف حقیقت، اعتراف کرده است. این چند بیت که از صفحات مختلف الهی نامه، گزینش شده است؛ جهان نگری توحیدی عطار را نشان می دهد. متن را در گستره ی سه قلمرو( زبانی، ادبی و فکری)، کالبد شکافی خواهیم کرد و بدان سان که در پیشگفتار کتاب درسی فارسی، یادآور شده ایم، چهارچوب کالبد شناسی و نقد و تحلیل متن، همین سه قلمرو است. ما در اینجا نمونه وار، متن ستایش را بدین گونه بررسیده ایم و انتظار داریم همکاران گرامی نیز، به این ساختار پای بند باشند: قلمرو زبانی:
افلاک: جمع فَلَک، آسمان . فضل: کَرَم، نیکویی، بخشش. نظر: عنایت، توجّه، مدد. رزّاق : روزی دهنده . خلّاق: آفریننده، آفریدگار. زهی: آفرین. کام: سقف دهان، مجازاً دهان، زبان. حقیقت : به راستی، به درستی، حقیقتاً. عجایب: شگفت انگیز و عجیب. یقین: یقیناً، بی گمان. جانِ جان: جوهره و اصل هر چیز.
البته، پیداست که اگر واژه ای مانند« دانشجویان» داشته باشیم که هم « وند » صرفی دارد و هم وند اشتقاقی، در رده ی غیر ساده غیر صرفی جای می دهیم؛
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||
| نظرات شما (بدون) | |||||||||||||||||||||||||||
نوشته شده توسط: ف - اکبری شلدره
| زنهار و پرهیز
یکشنبه 95 آبان 9 3:43 عصر
|
|
زنهار و پرهیز: آنچه در باره ی ساخت واژه در فارسی پایه ی هفتم، گفتیم؛ ره زنِ ذهن برخی از همکاران شده است. به همین سبب، به کوتاهی آن موضوع را توضیح می دهیم: واژه از دید ساختار برونی و ظاهری در زبان فارسی، در نگاه نخست، به دو رده بخش می شود: الف: ساده، مانند« گُل، دل، شب، سیب، خوب». ب: غیر ساده، مانند« گُل ها، شب رو، سیبک، خوبتر». در مرحله ی دوم، غیرساده ها را از دید کارکردِ وند، به دو دسته تقسیم میکنیم: - صرفی، مانند( نشانه های جمع، نشانه های صفت برتر و عالی، یای نکره، وندهای صرف فعل و...) - اشتقاقی( فراوان هستند و دامنه ی بسیار فراخی دارند) اکنون در نگاهی عام، غیر سادههای غیرصرفی را بررسی و بخشبندی میکنیم: 1- مشتق، مانند سیبک؛(سیب+-َک) 2- مرکّب، مانند شب رو(شب+رو)؛ گل خانه(گل+خانه)3- مشتق- مرکّب، مانند گل خانه ای(گل+ خانه+ ای «وند نسبت»). بنابراین، کلماتی مانند« گل ها و خوبتر»، از دید ساخت، غیرسادهی صرفی هستند. همکاران گرامی می بایست از دادن دانش نابایست به دانش آموزان بپرهیزند و به اهداف برنامه ی درسی وگنجایی ذهن یادگیرندگان توجّه فرمایند. |
|
| نظرات شما (3) |
نوشته شده توسط: ف - اکبری شلدره
| آونگ بر صلیب سوال- 10
شنبه 95 آبان 8 4:5 عصر
|
||||||||||||||||||||||||||
|
درنگی در خودارزیابیهای درس دهم علوم و فنون پایه ی دهم الف: رودکی: بوی جوی مولیان آید همی............................................................................. ب: سعدی: ای ساربان آهسته ران کارام جانم میرود................................................................ پ: حافظ: شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل........................................................... ت: فردوسی: بیا تا همه دست نیکی بریم...................................................................................... ث: سعدی: ای مهر تو در دلها، وی مهر تو بر لبها..................................................................
توجّه: درک آهنگ و تشخیص پَست و بلند آوایی، کشش و امتداد، گسست و بُرش پارههای موسیقایی، پدیدهای ذهنی است و به ممارست فراوان، تربیت هوش موسیقایی و پرورش حافظهی شنیداری نیاز دارد و البتّه به فراخور حالهای شنونده، ادراک نیز، رنگ و آهنگی دیگر به خود می گیرد. آن چه در این تمرین، مهم است تربیت شنیداری و هوشیارسازی شاخک های حسّ شنوایی دانش آموزان است؛ این کار، پیش درآمد کسب مهارت شناخت وزن و دستیابی به « گوش و هوش عروضی» است. اکنون با بیان ویژگیهای موسیقایی هر شعر، می توان در بارهی تفاوت یا شباهت آوایی و تناسب یا ناهماهنگی آنها سخن گفت؛ این کار را برای ورزشهای ذهنی بیشتر، به دانش آموزان واگذارید. 2- بیان تفاوت عواطف و حسّ و حال حاکم بر فضای متن...
توجّه: برای بیان تفاوت ها، نخست باید ویژگی عاطفی و حسّ و حال چیره بر فضای عمومی متن را تعیین کرد. با شناخت و توصیف فضای عاطفی متون، آنگاه می توان آنها را با یکدیگر سنجید و سپس شباهت و ناهمگونی حس و حال متن ها را گزارش کرد. بنابراین، اصلیترین مرحله، ارتباط با متن و درک فضای عاطفی آن است؛ این کار سبب میشود هنگام خواندن، با متن، همحس شویم و با شخصیتهای متن، همذاتپنداری کنیم و محتوا را آسانتر، بفهمیم. پس از این مرحله، بازگویی تفاوت حسّ و حال متن، ساده است؛ مثلاً نمونهی نخست، شاد و فرحبخش است و نمونهی دوم حالتی اندوهگُسارانه و محزون دارد؛ باقی نیز به همین سبک و سان خواهد بود.
|
||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||
| نظرات شما (یک) |
نوشته شده توسط: ف - اکبری شلدره
| آونگ بر صلیب سوال- 1-9
سه شنبه 95 مهر 27 2:22 عصر
|
|
کارگاه تحلیل فصل دوم کتاب علوم و فنون ادبی پایه ی دهم 1- بررسی قلمرو زبانی .... الف: شعر رودکی:
ب: شعر منوچهری:
2 – بررسی قلمرو ادبی نمونه ها... الف: تاریخ بلعمی:
ب: اسرارالتوحید:
پ: مرزبان نامه:
3-بررسی قلمرو فکری نمونه ها... الف: گرشاسپ نامه: اسدی توسی در این بخش، از شهری یاد می کند و بت خانه و ایوان و درخت آن را وصف می کند. این توصیف مبتنی بر دریافت های حسی و سواد دیداری است. بنابراین، شعر، عینی و طبیعتگرا است. ب: شعر آغاجی: در این جا، شاعر به بارش برف، چشم دوخته و چگونگی پایین آمدن و حرکت برف را در توفان و بوران، به گریز کبوتران از مقابل پرنده ی شکاری باز، مانند کرده است. بنابراین، شاعر، هوای برفی و آسمان برفناک را می بیند و توصیف می کند و یک منظره ی طبیعی و محسوس را تصویر می نماید. شعر، طبیعت گرا و فرح بخش است. *ابوالحسن علی بن الیاس آغاجی یا آغاجی بخارایی شاعر و از بزرگان دربار سامانی و همروزگار با نوح بن منصور سامانی و دقیقی بود. ظاهراً واژه ی « آغاجی» ترکی و به معنای حاجب و دربان مخصوص سلاطین بوده است. وی هم به فارسی و هم به عربی، شعر می سرود. نام وی را آغجی و آغاچی نیز آوردهاند. پ: شعرانوری: این شعر نکوهشی شبیه به مدح و ستایش است که با چاشنی طنز درآمیخته است. شاعر صفتی(بی توجّهی به مردم و نشنیدن صدای آنان)، از ممدوح خود را ناپسند میبیند و آن را نکوهش میکند و به زبان طنز، می گوید: «سرت به آسمان میساید، به همین سبب، فقط صدای آسمانیان را می شنوی و حرف مردم را نمیشنوی؛ گوش تو نسبت به سخن مردم، سنگین است؛ تو گران گوشی، ای خواجه! بیم ما آن است که تو، عمری دراز بیابی».
|
|
| نظرات شما (بدون) |
نوشته شده توسط: ف - اکبری شلدره
| آونگ بر صلیب سوال -9
دوشنبه 95 مهر 26 10:50 صبح
|
|
درنگ در خودارزیابیهای درس نهم کتاب علوم و فنون ادبی پایه ی دهم 1-بررسی شعر سنایی: ابلهی دید اُشتری.... الف): ویژگی ادبی:( بیان دو ویژگی، بس است). - بهره گیری از داستان؛ - بهره گیری از ساختار مناظره؛ - به کارگیری قالب شعری مثنوی؛ - استفاده از تمثیل برای بیان مقصود؛ - مراعات نظیر میان« طاق، ابرو، چشم». - تضاد میان« طاق و جفت، کژی و راستی، بد و نیک، زشت و نیکو»؛ - نقّاش استعاره از آفریننده ی عالم است. ب) – ویژگی های زبانی... - سادگی و روانی کلام و نداشتن واژگان دشوار و مهجور؛ - بیشتر کلمات، ساختمانی ساده دارند: ابله، اشتر، چرا، نقش، کژ، پیکار، نقّاش، عیب، نگاه، راه، راست، خواه، مصلحت، کمان، خشم، چشم، طاق، جفت و .... - بیشینه ی واژگان، پارسی هستند. - جمله ها کوتاه و ساده هستند. *توجّه: همچنان که در این بررسی، روشن شد؛ این سروده ی سنایی از دید سادگی زبان و کاربست واژگان به زبان شعر سبک خراسانی، شبیه است. 2-کدام یک از ویژگی های نثر کلیله و دمنه ... - حذف افعال به قرینه، مانند: سوراخ موش بود، .... انواع آفت به من محیط است و راه مخوف است. - اطناب (بیان جزئیات و توصیفات فراوان)؛ - افزایش کاربرد واژگان عربی، مانند«صیّاد، طلب، طعمه، جانب، احتیاط، نظر، التفات، قصد، محیط، مخوف، انواع و...»؛ - بهره گیری از شیوه ی بیان روایی- داستانی؛ - بهره گیری از صناعات شعری در نثر، مانند: کنایه: «راه سَره میکرد»: کنایه از مراقبت کردن و زیر چشم داشتن اوضاع؛// «دل از خود بردن»: جسارت و جرأت از کف دادن، ترسیدن، به هراس افتادن. توجّه: حکایتی که در این تمرین آمده، به تناسب درک و دریافت دانش آموزان انتخاب و کوتاه شده است؛ به همین سبب، همه ی ویژگی های نثر کلیله و دمنه را نشان نمی دهد، مثلاً جمله های این متن، تقریباً همه کوتاه و ساده هستند. در سال های بعد، از همین کتاب، نمونه های پیچیده تری خواهیم آورد.
|
|
| نظرات شما (بدون) |
نوشته شده توسط: ف - اکبری شلدره
| آونگ بر صلیب سوال-8
شنبه 95 مهر 24 9:25 صبح
|
|
درنگی در خودارزیابیهای درس هشتم علوم و فنون ادبی پایه ی دهم تذکّر: پرسش های این بخش، تقریباً ماهیت دانشی دارند؛ امّا آن چه در تدوین پاسخ، اهمیت دارد، قدرت تحلیل، استدلال، پرورش و شیوه ی بیان موضوع در زبان نوشتاری است. از این رو، ما در این درس، به جای نوشتن پاسخ مستقیم پرسش ها، برداشت های کلّی ِ مرتبط با محتوا را آورده ایم. 1- موضوع قابل توجه در شعر نیمه دوم قرن ششم، علاقه مندی شاعران به سرودن غزلهای لطیف و زیباست. انوری و هم سبکان او در آوردن مضامین دقیق در غزل بسیار کوشیدند. در شمال غرب ایران دسته ای از شاعران ظهور کردند که کار آنان در ادب فارسی، تازگی داشت. این دسته که شاعران معروف آذربایجان بودند (خاقانی، نظامی و...) سبک شعر فارسی را از آنچه در دیگر نواحی ایران یا پیش از آنان رایج بود، متمایز ساختند. سبک شعر در نیمه ی دوم قرن ششم و اوایل قرن هفتم متحوّل شد. شعر این دوره، از نظر سبک گویندگی و موضوع، تنوّع یافت و در شاخهها و رشتههایی همچون مدح، هجو، طنز، وعظ و حکمت، داستان سرایی، تغزل و حماسه به کار گرفته شد. تحوّل روحی و معنوی سنایی، آغازی برای دگرگونی عمیق در شعر فارسی گردید. به پیروی از وی، بسیاری از شاعران به تصوّف و عرفان روی آوردند. با خروج شعر از دربارها و ورود آن به خانقاهها دامنه ی موضوعات آن، گسترش یافت. حکمت و دانش و اندیشههای دینی نیز در شعر این دوره، تاثیری عمیق بخشید و جزئی از مضامین شعری شد. 2-دوره ی اوّل: - سادگی فکر و روانی کلام در شعر است - شاعران بیشتر به واقعیت بیرونی نظر داشتند - آوردن ترکیبهای تازه، تشبیهات گوناگون و به کارگیری انواع توصیف از خصیصههای دیگر شعر این دوره است. دوره ی دوم: - تا حدود نیمه ی دوم قرن پنجم و آغاز قرن ششم، شعر پارسی همچنان تحت تأثیر سبک دوره ی سامانی و غزنوی است، یعنی سخن شاعرانی چون ناصرخسرو قبادیانی یادآور سرودههای سخنوران قرن چهارم است. - گروهی از شاعران این دوره، در عین تقلید از پیشینیان، هر یک ابتکارات و نوآوریهایی دارند که باعث دگرگونی و تحول در سبک سخن فارسی شد. - تأثیر پذیری برخی از شاعران از ادبیات عرب و مضامین شعری آن بوده است. 3- گسترش عرفان و تصوّف، شکل گیری دولت سلجوقی، بهرهگیری از دبیران و نویسندگان تربیت یافته در خراسان و عراق؛ سبب گرایش نویسندگان این روزگار به فارسی نویسی گردید، چنان که کمتر نامه و منشور و فرمانی به زبان عربی نگاشته میشد و بدین سان، مجموعههای مشهوری از متون نثر پارسی پدید آمد. 4- این فعالیت، فرصتی است برای پرورش مهارت طرّاحی ذهنی، تقویت حافظه ی فضایی و نگارش متن که معمولاً دانشآموزان در تهیهی روزنامههای دیواری، چنین تجربههایی دارند؛ این گونه دست ورزیها تجربههای یاددهی – یادگیری مناسبی است که خلّاقیت و قدرت آفرینش و تولید زبانی در دانش آموزان را رشد میدهد. بنابراین، انتظار داریم همکاران گرامی در بازبینی و نظارت بر تولید دانش آموزان، با جدیت و دقت بیشتر به تفاوت های فردی و شیوه ی کار آنان توجّه کنند.
|
| نظرات شما (بدون) |
نوشته شده توسط: ف - اکبری شلدره
| هلال غم
یکشنبه 95 مهر 11 9:35 صبح
|
|
دیگر هلال غم، عیان از چرخ دوّار آمده میرزا محمود فدایی مازندرانی، سوگ سرای شگفت گفتارِ روزگار قاجار، در قصیدهای هشتاد بیتی، این گونه به استقبال ماه محرم، رفته است. دیگر هلال غم، عیان از چرخ دوّار آمده در ماتم لب تشنگان، محشر پدیدار آمده از دست شاه اختران، جام بلور آسمان بر یاد شاه تشنگان، اینک نگون سار آمده از کربلا دارد خبر، این مرغ خونین بال و پر واین هدهد گردون دگر، نامه به منقار آمده از مقتل شاه شهید، دامن فلک در خون کشید آوازهی فتح یزید، چون پار و پیرار آمده ای غرقه در بحر خطا، کن گریه در صبح و مسا بر آن که از تیغ جفا، مقتول اشرار آمده... آمد ز نوک خامه خون، از شرح این مطلب برون إنّا إلَیهِ راجِعون، از کلک دُربار آمده ای سرور لب تشنگان، از در «فدایی» را مران کز مهرت او را این زمان، دل «لَیسَ فِی الدّار» آمده.
این چند بیت، نشانگر زبان سخته و استوار فدایی است و از این قافیه و ردیف، آهنگ کلام خاقانی شروانی به گوش میآید. فدایی را در یک کلام باید، شاعری نقّاش و تصویرگر دانست. نقّاشی که کلمات را با خیال در میآمیزد و تصاویر نابی، پدید میآورد. در همین چند بیت از این دید، درنگ کنید تا توان نگارگری فدایی را دریابید. برای نمونه، بیت دوم این، صحنه را به ما نشان میدهد: «خورشید، پادشاه بزم فلک، به سبب دمیدن ماه محرم، شادخواری و باده نوشی را به یک سو نهاد و جام باده را (اشاره به شکل وارونه ی هلال ماه)، به یاد امام تشنه کامان، نگون سار کرده است». *ر.ک: کلیات سوگنامهی عاشورایی فدایی، 1394، نشر فرتاب، چاپ سوم، تهران، ص 482 به بعد
|
|
| نظرات شما (2) |
نوشته شده توسط: ف - اکبری شلدره
| آونگ بر صلیب سوال-7
شنبه 95 مهر 10 8:3 صبح
|
|
درنگی در خودارزیابیهای درس هفتم علوم و فنون ادبی پایه ی دهم 1- شعر رودکی( مرا بسود و فرو ریخت...): الف: ویژگیهای ادبیبیت دوم: - تکرار واج «ن» (واج آرایی)، - اشاره به باور قُدَما (تلمیح در بیت دوم و سوم)؛ دیگر ویژگی های ادبی شعر: - قافیه و ردیف ساده دارد. - تکرار کلمه( واژه آرایی): زمانه، نحس، بود؛ - تضاد میان غم با شادی و نشاط؛ - مراعات نظیر( شاد، نشاط و طرب)؛ - تشبیه (دندان به چراغ تابان، رودکی به هزار دستان). ب: ویژگیهای زبانی: - فارسی بودن بیشتر کلمات(کمی لغات عربی)؛ - بیشتر واژگان، ساختمان ساده دارند: دندان، چراغ، نحس، کیوان، قضا، یزدان، شاد، غم، دل، نشاط، طرب، فراخ، میدان، شعر، شاعر، خراسان، عصا و انبان. - سادگی زبان شعر، ( سادگی کلمات و کوتاهی جمله ها) ؛ - کاربرد« بنوشت» در معنای پیمود و طی کرد؛ - افزودن «ب» بر سر فعل ماضی(بسود، بریخت)؛ - افزودن «ی» استمرار در پایان فعل؛ ندانستمی، رفتی؛ - جمع بستن « چنین»، این چنینان. 2- نثر سفرنامه: - کوتاهی جملهها . - بیان جزئیات و تفصیل سخن؛ - افزودن «ب» بر سر افعال (برفتم، بخواند، بیاورد، بپرسید و بنوشت) - به کاربردن «را» در معنی «هنگام» در جمله ی «چهاردهم صفر را به شهر سراب رسیدم». - به کاربردن «را» به معنی « برای و به»: مرا حکایت کردند؛ هر معنی که او را مشکل بود( برای)، بعضی دیگر را آسیبی نرسیده بود( به ). 3- نثر قابوس نامه: - کوتاه بودن جمله ها؛ - کمی واژگان عربی؛ - کاربرد «اندر» به جای «در»؛ - جا به جایی اجزای جمله: رسولی آمد از روم؛ - به کاربردن کلماتی که امروزه رواج کمتری دارند: طیره، بارداد، خدایگان؛ - کاربرد «ب» اول فعل ماضی ساده(بنشست).
|
|
| نظرات شما (بدون) |
نوشته شده توسط: ف - اکبری شلدره
| آونگ بر صلیب سوال 6
سه شنبه 95 مهر 6 8:44 صبح
|
|
درنگی در خود ارزیابیهای درس5 کتاب ارجمند علوم و فنون ادبی پایه ی دهم 1- این پرسش، جنبهی دانشی دارد و مبتنی بر تقویت حافظه است. دانشآموزان میتوانند پس از آموختن درس، بدان پاسخ دهند و این گونه بنویسند: «زبان ایرانیان پیش از اسلام که ریشه و مادر زبان امروز ایران است. «پارسی» یا «فارسی» نامیده میشد. زبانهایی که در ایران و مناطق هم جوار آن، از قدیمترین روزگاران متداول بوده است، ویژگیهای مشترکی دارند. این مجموعه زبانها را «گروه زبانهای ایرانی» مینامند. از نظر تاریخی، زبانهای ایرانی را به سه دسته عمده تقسیم میکنند: فارسی باستان، فارسی میانه و فارسی نو». 2- پس از برافتادن ساسانیان، طاهریان نخستین دولت اسلامی ایران بودند. ادبیات فارسی دری هم به مفهوم واقعی خود، تقریباً همزمان با این دولت پدید آمد. «دری» زبان درباری ساسانیان و زبان محاوره و مکاتبه ی مقامات دولتی آنان بوده است. بنابراین، لفظ «دری» به معنای «منسوب به دربار» یا «درباری » است. 3- این نمودار، بر پایه ی آموخته های درس، کامل می شود و به دلیل تصویری شدن مفاهیم دانشی، یادگیری عمق و مانایی بیشتری می یابد. شرقی –غربی// شرقی- شمالی، جنوبی-غربی//: شمالی (پهلوانیک) جنوبی (پارسی میانه).
درنگی در خود ارزیابیهای درس 6 علوم و فنون ادبی 1-یعقوب لیث صفاری نه با زبان عربی آشنایی داشت و نه اجازه داد تا این زبان در دستگاه حکومت او به کار رود؛ به همین سبب، زبان فارسی دری را که خود میفهمید و با آن سخن میگفت، زبان رسمی قلمرو خود اعلام کرد. در پی آن، دولت سامانی، آل بویه و حکومتهای کوچک دیگر پدید آمدند و زبان فارسی دری، فرصت و امکان یافت تا به عنوان زبان رسمی شناخته شود و در فضای ادبی، سیاسی و علمی رشد یابد. در زمان سامانیان، بخارا، عمدهترین مرکز فرهنگی به شمار میآمد و بسیاری از دانشمندانی که در این شهر میزیستند، آثار ارزندهای به پارسی و عربی، در قلمرو فرهنگ اسلامی پدید آورند. بعضی از امیران سامانی، خود، صاحب فضل و ادب بودند؛ آنها شاعران فارسیگوی را تشویق میکردند و مترجمان را به ترجمهی کتابهای معتبری به نثر فارسی بر میانگیختند. با شکست سامانیان سلسلهی غزنوی در سال 351 هجری در شهر غزنه تشکیل شد. غزنویان نیز برای ماندگاری حکومت نوپای خود ناگزیر شدند، زبان پارسی را رواج دهند و در پناه آن، فرمانروایی کنند. 2-در این دوره، نثر هم مانند شعر پارسی، رونق گرفت و کتابهایی در موضوعهای گوناگون به زبان دری پدید آمد. نثر این دوره، ساده و روان است و بیشتر به موضوعهای حماسی، ملّی و تاریخی توجّه دارد و هنوز آوردن اصطلاحات علمی و اشعار و امثال در آن رایج نبوده است. شاهنامهی منثور ابو منصوری، ترجمه تفسیر طبری، تاریخ بلعمی، از آثار برجستهی نثر این دوره شمرده میشوند. این آثار، به عنوان پیشاهنگان نثر فارسی دری، زبانی ساده و پیراسته داشتند و سرمشق نویسندگان بعدی شدهاند. 3- شعر پارسی در این دوره، به دست رودکی، بنیادی شکوهمند پیداکرد؛ به همین سبب او را «پدر شعر فارسی» نام نهادهاند. رایجترین مضامین شعر فارسی در این دوره، «حماسی»، «مدحی»، « توصیف طبیعت» و «غنایی» بود. حماسه ی ملّی ایران و شعر حماسی با فردوسی به اوج رسید. شعر مدحی یا مدیحه سرایی نیز از آغاز ادب فارسی به پیروی از شعر عربی معمول گشت. شعر غنایی با دو شاعر مشهور، رودکی و شهید بلخی، قوت و استحکام یافت. شعر توصیفی هم با امثال منوچهری، رونق گرفت. شعر حکمی و اندرزی (تعلیمی) هم در این دوره به وجود آمد، ولی در دورهی سلجوقیان به پختگی رسید. آوردن موعظه و نصیحت در شعر پارسی از آغاز قرن چهارم معمول گردید. داستان سرایی و قصّهپردازی و آوردن حکایتها و مثلها نیز در شعر این دوره، آغاز گشت. 4-دانش آموزان با توجّه به میزان درک و دریافت خویش از آموزههای درس، میبایست این فعالیت را انجام دهند. فایدهی این گونه تمرینها، تبدیل کردن سواد خوانداری و حافظه بنیاد به سواد بصری است. این کار بر ژرفایی و تعمیق آموختهها کمک میکند. |